❤هستی مامان وبابا❤❤هستی مامان وبابا❤، تا این لحظه: 13 سال و 2 روز سن داره
❤عشق مامان وبابا❤❤عشق مامان وبابا❤، تا این لحظه: 4 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

♥♡آرتین و سلین♡♥

*ﺧﺎﻃﺮاﺕ ﭼﻦ ﻣﺎﻩ *

S .: ﺳﻼﻡ ﭘﺮﺗﻐﺎﻝ ﺷﻴﺮﻳﻦ ﻣﻦ... ﺧﻮﺑﻲ ﭘﺴﺮﻡ?اﻟﻬﻲ ﻣﺎﻣﺎﻧﻲ ﻓﺪاﺕ ﺑﺸﻪ, اﻣﺮﻭﺯاﻭﻣﺪﻡ ﻳﻜﻢ اﺯاﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻭﺷﻴﻂﻨﺖ ﺗﻮﺑﮕﻢ. ﺧﺐ...ﻓﺮﺩاﻱ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﻣﺮﻳﺾ ﺷﺪﻱ ﻭﺗﺐ,اﺳﺘﻔﺮاﻍ,...اﻣﺎﻧﺖ ﻧﻤﻴﺪاﺩ ﺑﺮﺩﻳﻤﺖ ﺩﻛﺘﺮﻭﻃﺒﻖ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﭼﻨﺘﺎﺁﻣﭙﻮﻝ ﻭﺷﺮﺑﺖ ﻧﻮﺷﺖ ﻭﭼﻦ ﺭﻭﺯﻱ ﻃﻮﻝ ﻛﺸﻴﺪﺗﺎﺧﻮﺏ ﺷﻲ.ﺧﺪاﺭﻭﺷﻜﺮاﻵﻥ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻬﺘﺮﻱ. ﻳﻜﺸﻨﺒﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﺭﻗﻴﻪ م ﺑﺮاﺷﺎﻡ ﺩﻋﻮﺗﻤﻮﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ,ﻏﻴﺮاﺯﻣﺎﻫﻤﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﻫﺎﻭﻣﺎﻣﺎﻧﻢ اﻳﻨﺎﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ,ﺑﻌﺪاﺯﻛﻠﻲ ﺑﮕﻮﺑﺨﻨﺪﻭﺷﺎﻡ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﻴﻮﻩ ﺷﺪ ﻫﻤﻴﻦ ﻛﻪ ﺑﺸﻘﺎﺑﻬﺎﺭﻭﭼﻴﺪ ﻳﻬﻮﻳﻲ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻭﺧﺎﻟﻪ ﻟﻴﻼﺟﻴﻎ ﺯﺩﻥ ﭘﺎﺷﻴﻦ ﭘﺎﺷﻴﻦ ﺯﻟﺰﻟﻪ اﻭﻣﺪﻩ... ﺗﻮﻫﻢ ﺑﺎﺳﺎﻣﺎﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﺎﺯﻱ ﺑﻮﺩﻱ اﻭﻟﺶ ﻓﻜﻜﺮﺩﻳﻢ اﻟﻜﻲ ﻣﻴﮕﻦ ﻭﻟﻲ ﺑﻌﺪ...ﻳﻬﻮﻳﻲ ﻫﻤﻤﻮﻥ(ﺑﻴﺴﺖ ﻭﺩﻭﻧﻔﺮ)ﻫﺠﻮﻡ ﺑﺮﺩﻥ ﺳﻤﺖ ﺩﺭ,ﻣﻨﻢ ﻓﻘﻄ ﺑﻐﻞ ﻛﺮﺩﻥ ﺗﻮﻳﺎﺩﻣﻪ ﻛﻪ ﺯﻭﺩﭘﺮﻳﺪﻡ ﺑﻐﻠﺖ ﻛﺮﺩﻡ ﻭﺑﻪ ﻻﻣﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﺪﻡ ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺗﻜﻮﻥ ﻣﻴﺨﻮﺭﻩ...
25 آبان 1396

*ﺗﻮﻟﺪﭼﻬﺎﺭﺳﺎﻟﮕﻲ ﺁﺭﺗﻴﻦ ﺟﻮﻥ*

و چـه زیباست رسـیدن دوباره بـه روز زیبای آفـرینش … و چـه اندازه عجیب است روز ابـتدای بودن … و چه اندازه شیرین است امروز ، روز میلادت ، روزی که تو آغاز شدی … میلادت مبارک عزیز تر از جانم روز به دنیا امدنت زیباترین روز زندگیم است گاهی با خود فکر میکنم که شاید روزی... جایییی.... برای گنجشکی دانه ای پاشیدم که پاداش خداوند به من خنده های زیبای توست فرشته ی کوچک من از خدا هزاران بار ممنونم که شادی بودنت را به من بخشید جیغ کشیدنهایت لوس شدنت خرابکاری ها نغ زدن ها لج بازیها... خنده های از ته دل نگاههای معصومانه ات دستی که هرازگاهی ازروی محبت بر گونه ام میکشی... همه چیزت را از ته ته قلبم دوست دارم میدانم روزی دلم برای روزهای کودکی ا...
13 آبان 1396
1